عبد الرضا سالار بهزادى
149
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
براى مقايسه با اوضاع امروز به دست مىدهد . مثلا راجع به شهر بم چنين مىنويسد : « . . . منزل ششم [ از كرمان ] بم است . . . مركبات قليلى از نارنج و ليمو و بكرائى تلخ دارد و از جهت سختى زمين و هوا مركبات خوب عمل نمىآيد و ترقى نمىكند . و قصبهء بم به واسطهء حناكارى هيچ نسبت به چهل و سه سال قبل كه ديده بود نداشت . 284 آبادى و شهر خوبى شده و الان هم رو به آبادى است اندك زمانى نمىگذرد شهر بسيار معتبرى مىشود . در همهء كوچهها نهر آب جارى است به عكس كرمان كه خانه و كوچه آب جارى ندارد . . . زراعت بم از خالصه و غيره به قاعده بود ولى حناكارى به واسطهء غفلت در هيچ كدام از خالصجات در اين سنوات نكرده بودند . عباس خان را كه نايب ابراهيم خان سرتيپ است در بم گوشمالى داده ، دو خروار تخم حنا خريده داده شد كه در اوّل بهار سال نو بكارند . . . » 285 دربارهء منطقهء نرماشير چنين مىنويسد : « . . . منزل دهم ريگان و مسافت راه اين منزل هم پنج فرسخ است . به قدر يك ميدان اوّل منزل كه اطراف قريهء برج باشد 286 جنگل بسيار خوب به قاعدهاى است ، مثل كلاردشت مازندران خوشهوا و باصفا ، درّاج و چرتى 287 و تيهوى زيادى داشت ، پنجاه ، شصت شكار شد . پس از آن جنگل ، صحراى شنزار صاف ، بتههاى كوچك روئيده و زمين مثل راه شسته [ شوسه ] بود . از دو فرسخى به ريگان مانده باز ابتداء جنگل بود كه هرچه به ريگان نزديك مىشد جنگل بيشتر و معتبر بود و ميان اين جنگل يك فرسخ به ريگان قنوات متعدد بود كه همه زراعت اهالى آنجا در آن جنگل از آن آبها مشروب مىشود و عمل مىآيد . . . بعضى از نقاط به واسطهء نهرهاى آب قنات درشكه را معطل مىنمود ، و الا بعينه مثل كلاردشت ، بلكه وسيع و هموارتر است . همه جا تماشا و شكار جيرفتى و دراج و تيهو مىشد . . . » 288 از آن جنگلهاى انبوه در يكصد و چند سال قبل ، اكنون در منطقهء اطراف قريهء برج درختهائى بسيار پراكنده باقى مانده است . جنگل اطراف ريگان در مقايسه كمى بهتر به نظر مىرسد . تشبيه فرمانفرما آن حدود را به كلاردشت ، تنها مىتواند از حيث انبوه بودن جنگلها و فراوانى آب باشد ، و الا از نظر هوا نرماشير و ريگان گرمسير و در كنار كوير با كلاردشت سرد ييلاقى در دو قطب كاملا مخالف قرار دارند . همين مقايسه مىتواند تغييرى را كه در شكل طبيعى آن حدود از يكصد و بيست سال پيش تاكنون واقع شده به خوبى نشان دهد . « . . . منزل يازدهم [ به ] چاه ملك مشهور است و از ريگان تا اين نقطه پنج فرسخ است . آب جارى و آبادى ندارد . پنج شش حلقه چاه حفر كردهاند كه هروقت اردو به بلوچستان برود و مراجعت كند از اين چاهها آب برمىدارند . . . » . 289 چاه ملك اينك منطقهاى شامل چندين پارچه آبادى معتبر است كه از آب قنوات احداث شده در آنجا و چاههاى عميق مشروب مىگردد . بههرحال در همين منزل چاه ملك فرمانفرما مىنويسد : « . . . و در اين منزل جمازه سوارى از ابراهيم خان سرتيپ كه از بشاگرد خودش را چهار روزه رسانيده بود ، ابراهيم خان شرحى از تنبيه مفسدين و متمردين بشاگردى اظهار داشته بود كه به عين نوشتهء او را حضور اولياى دولت قاهره انفاذ خواهد داشت . نيز شرحى از بيك ميرزا بهارلو نوشته بود كه به واسطهء